الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

783

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

از بيضاوى گفته است : در « ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ » سه وجه است : 1 - آنكه ( ما ) نافيه باشد ، و مقصود اين باشد كه پدرانشان انذار نشده‌اند ، يعنى پدران نزديك آنها كه در دوران فترت بوده‌اند . 2 - ( ما ) موصوله باشد و مفعول دوم تنذر باشد ، يعنى بيم دهى آنها را بدان چه بيم داده شدند پدرانشان در دوران قديم . 3 - ( ما ) مصدريه باشد و به تأويل مصدر مفعول مطلق تنذر باشد ، يعنى بيم دهى آنها را به همان بيم دادن پدرانشان ، و اين مطابق تفسير اين حديث است . از مجلسى ( ره ) - به آيهء دهم استدلال شده است به اينكه تكليف به ما لا يطاق جائز است و حق اين است كه تكليف به امر ممتنع بالذات گر چه عقلًا جائز است ولى واقع نشده به دليل استقراء ، و اخبار به وقوع چيزى يا عدم آن منافات با قدرت بر آن ندارد مانند اخبار خدا از عملى كه بنده در آينده به اختيار خود مىكند و با علم به اينكه انذار فائدهء عملى ندارد براى اتمام حجت است و درك فضيلت رسالت ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من مىگويم : تكليف جدى به ما لا يطاق از نظر عقل زشت است و صدور آن از خداى حكيم محال است و مورد آيه موضوع امتناع بالاختيار است كه منافات با قدرت و اختيار ندارد و از باب تكليف بما لا يطاق نيست . از مجلسى ( ره ) - سپس امام شاهدى از قرآن آورده كه مقصود از نور امام است و آن در سورهء تغابن است به اين لفظ : « فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا » و تغيير عبارت آيه يا از نُسّاخ و روات است يا از خود امام كه نقل به معنى كرده يا در مصحف آنان چنين بوده ، و مفسرين نور را به قرآن تفسير كرده‌اند و آن حضرت آن را به امام تأويل كرده است چون در آيات ديگر مانند آيهء إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ و آيهء اولو الامر ، امام همرديف پيغمبر آمده است و كلمهء انزال با آن منافات ندارد زيرا قرآن در بارهء رسول هم انزال تعبير